خوشبختی چیست؟ معنای واقعی شاد بودن و خوشبختی! | سلامت

ناشر : دانلود مداحی

خوشبختی چیست؟ معنای واقعی شاد بودن و خوشبختی! | سلامت


زمانی از ما سوال می شود خوشبختی چیست واقعا پاسخی برایش نداریم. مناسبترین کار این است که چند ثانیه توقف کنیم و از خودمان بپرسیم آیا واقعا خوشحال و خوشبخت هستم؟ آیا احساس شادی و خوشحالی می کنم؟ برای جواب دادن به این سوال ضروری نیست معنای خوشبختی را بدانیم.

اگر این سوال را از مردم متفاوتی سوال کنید قطعا جواب های متفاوتی هم گرفتن خواهید کرد. حالا سوال اینجاست که آیا واقعا تعریف واحدی برای خوشبختی وجود دارد؟ اصلا این تعریف چقدر ارزش دارد؟ تعریف خوشبختی چه چیزی قادراست برایتان به ارمغان آورد؟ انسان ها چگونه می توانند مزه شیرین خوشبختی را بچشند؟ چگونه می توانیم در قرن بیست و یکم خوشبختی را به نوع ای تعریف کنیم که نشان دهنده دنیای پر تغییرمان باشد؟

به دلیل داشته باشید که خوشبختی مقصد نیست. زمانی از مردم بخواهید این واژه را برایتان تعریف کنند خیلی هایشان می گویند که خوشبختی روزی است که با دیگران شریک بوده اند و از آن لذت برده اند. خوشبختی چیزی نیست که در دنیای بیرون از وجودتان به دنبالش بگردید. خوشبختی در درون خود شماست. مسئله اینجاست که خیلی ها این موضوع را به مناسبی درک نمی کنند و به دنبال خوشبختی در دنیای بیرون هستند.

همینطور بخوانید: راه های زیاد شدن شادی و نشاط در زندگی

خوشبختی کجاست؟

یکی می گفت من خوشبختی را در کنار کسی می بینم که قادراست شادم کند. این تئوری به دید عالی می رسد. تمام ما در زندگی مان به مردمی احتیاج داریم که کنارمان باشند و شادمان کنند.

خود ما هم دوست داریم یکی از این مردم باشیم. به همین خاطر است که از ترک کردن دوستان مان واتمام داریم، دوست نداریم به دیگران نه بگوییم، نمی خواهیم آنان را ناآسان کنیم. فکر می کنم یکی از موارد باارزشی که بر روی خوشبختی ما تاثیر می گذارد تفکر به عقاید دیگران است. دیگران در مورد ما چه می گویند؟ نکند از دست ما ناآسان باشند؟ نکند رفتارمان را دوست نداشته باشند؟ نکند نحوه لباس پوشیدن یا زندگی کردنمان را تایید نکنند؟ تمام این ها سبب می شود انسان ها مزه شیرین خوشبختی را نچشند.

تمام این ها سبب می شود شما موارد زیر را تغییر دهید:

  • فعالیت هایتان
  • چیزی که به زبان می آورید.
  • رفتاری که از خودتان نشان می دهید.
  • فکر کردنی که در سر دارید.
  • اهدافی که می خواهید بدان دست یابید.
  • روشی که برای زندگی کردن انتخاب می نمایید.
  • حتی چیزی که به طور روزانه به تن می نمایید.

تنها چیزی که قادراست ما را از چنین طرز فکری رها سازد این است که به خودمان اطمینان داشته باشیم و بدانیم دیگران ما را به دلیل خودمان می خواهند. حتی اگر با آنان مختلف باشیم. حتی اگر طوری لباس بپوشیم که با آنان مختلف باشیم.

زمانی شادی و خوشحالی خودتان را منوط به خوشنودی دیگران می نمایید دیگر نمی توانید این احساس را در درونتان رشد دهید.

حالا بایست ببینید چگونه می توانید چنین تقویتی را به نفع خودتان تغییر دهید. اولین قدم برای تغییر این است که به خودتان اطمینان داشته باشید. میزان اطمینان به نفس تان را تحقیق نمایید. به عنوان مثال می توانید به دوست یا عزیزتان بگویید که با دیدگاهش درباره یک موضوع ویژه مخالف هستید اما همچنان به دیداتش احترام می گذارید؟ اگر نه، بایست خودتان را تغییر دهید.

برای تغییر کردن به چه چیزی احتیاج دارید؟ همانطور که خیلی ها شادی شان را از بیرون می گیرند، اطمینان به نفس شان هم امکان پذیر است تحت اثر نیروهای بیرونی باشد. به همین خاطر است که برای رسیدن به آرامش بایستتلاش نمایید مهارت هایی را در درونتان پیشرفت دهید تا بتوانید خوشبختی و اطمینان به نفس تان را حذف نمایید.

زمانی سگ تان می میرد می توانید خوشحال باشید؟

خیلی از ماها در زندگی مان روزهای بد و روزهای مناسب بیشتری داشته ایم. فرض نمایید سگی که همیشه دوستش داشته اید را از دست داده اید. حتی بعد از گذشت چند ماه باز هم نمی توانید احساسات تان را کنترل نمایید. حالا سوال اینجاست که بعد از مرگ سگ تان بایست همیشه زانوی غم بغل بگیرید؟ دیگر نمی توانید خوشحالی که قبلا داشته اید را تجربه نمایید؟

من در طول سال ها یاد گرفته ام که انسان ها در بدترین تقویت زندگی هم می توانند احساس شادی و خوشبختی کنند.

زمانی یکی از عزیزانمان را از دست می دهیم برای چند ماه نمی توانیم چیزی بخوریم، به پیاده روی برویم یا کارهای روزانه مان را به درستی انجام دهیم. با این حال بعد از گذشت چند ماه ناچار می شویم به تقویت فعلی عادت کنیم و خودمان را با آن وفق بدهیم.

این ما هستیم که هنوز زنده ایم و نفس می کشیم. نمی توانیم با مرگ یک عزیز زندگی را برای همیشه کنار بگذاریم. بله این رویداد برای هر انسانی آزاردهنده و تلخ است. اما بایست صبور باشیم و به دنبال خوشحالی و خوشبختی بگردیم. به خودتان بیاموزید زندگی روزهای سخت بیشتری دارد. بایست تحت هر تقویتی احساسات تان را تغییر دهید و به روحیه شاد قبلی باز گردید.

بدانید که احساسات و رفتارهای منفی قادراست شما را از خوشبختی و لذت بردن از زندگی دور سازد. به تلخ ترین و سخت ترین روزی که تا به حال داشته اید مناسب فکر نمایید. بله این واقعه برایتان خیلی دردناک بوده است. متاسفم که ناچارتان کردم آن را به مجدد به یاد بیاورید. آن روزهای سخت چقدر برایتان آزاردهنده بوده اند. شاید شغل تان را از دست داده بودید. شاید عزیزتان را در بیمارستان بستری کرده بودید. شاید مناسبترین شخص زندگی تان را از دست داده بودید. بله تمام این اتفاقات امکان پذیر است برای هر شخصی در زندگی اش رخ دهد. این شما هستید که بایست در روزهای سخت زندگی تصمیم بگیرید.تلاش نمایید از دردی که دارید دور شوید. به دنبال شغل تازه ای بگردید. از عزیزتان پرستاری نمایید و شکرگزار باشید که سالم هستید و می توانید به او یاری نمایید.

مناسب اجازه دهید سوال بالا را مجدد بپرسم. بعد از مرگ سگ تان می توانید خوشحال باشید؟ شاید نه. اما می توانید احساس شادی و غم را کنار هم تجربه نمایید. این انتخاب بر پیمانه شماست.

شما هستید که انتخاب می نمایید چیزی را بپذیرید یا رد نمایید. این شما هستید که تصمیم می گیرید چه فکری را به ذهنتان وارد نمایید. اگر تصمیم بگیرید برای همیشه لحظات آزاردهنده را به دلیل داشته باشید زندگی تان تلخ می شود. اجازه دهید یک روش مناسب برای این تقویت در دید بگیریم.

اگر نتوانستید در زندگی تان شادی و خوشبختی که همیشه به دنبالش بودید را بیابید از خودتان سوال کنید:

  • احساس مخالفی که در این تقویت دارم چیست؟
  • من چه تجربه ای داشته ام که چنین احساسی را در وجودم ایجاد کرده است؟

تحقیقات انجام شده نشان می دهد با به دلیلسپاری لحظات شاد مغوقت لحظه غم انگیزی که در آن قرار گرفته را به مناسبی درک نمی کند و همان مواد شیمیایی را از خود آزاد می سازد که به زمان شادی منتشر می کند.

من شاد و خوشبخت هستم؟

چند زمانی است یک سوال باارزش ذهن مرا به خود درگیر کرده است. آیا من خوشحال و خوشبخت هستم؟ همیشه دوست داشتم بدانم خوشبختی چیست و چه ارمغانی برایم دارد. بعد از چند زمان متوجه شدم که بله من خوشبخت هستم. به ماه ها و سال های زندگی ام نگاه کردم. من هم مثل خیلی از شماها روزهای بد بیشتری داشته ام. اما تعداد لحظات مناسبی که در کنار عزیزانم گذرانده بودم هم کم نبود.

با وجود تمام آن روزها بد هنوز هم احساس شاد می کنم. چگونه این موضوع امحل پذیر است؟ چه درسی می توان از این تقویت گرفت؟ به عنوان مثال در برهه ای از زندگی ام دردهای بیشتری را تجربه کرده ام. دردهایی که هیچ راه گریزی برایم باقی نگذاشته بودند. با این حال همیشه به خودم یادآوری می کردم که من زنده ام و نفس می کشم. به کنار ساحل می رفتم و تجربیاتم را با دیگران به اشتراک می گذاشتم. به صدای پرنده ها گوش می دادم.تلاش می کردم خودم را آرام کنم.

همینطور بخوانید: چگونه ترشح دوپامین را زیاد شدن دهیم؟

ممحدودهیت های زندگی چه درسی به من دادند؟

دختر من چند هفته پیش روز وحشتناکی داشت…

بعد از اینکه این خبر را شنیدم حالم بیشتر مناسب نبود. برایش متاسف شده بودم. این یک نیروی بیرونی بود که مرا از خوشحالی باز می داشت. اما می دانید چه چیزی خوشحالم می کرد؟ اینکه هنوز زنده بودم و می توانستم دست دخترم را بگیرم و به دردهایش گوش دهم. زمانی از این زاویه به موضوع نگاه کردم احساس خوشحالی وجودم را فرا گرفت. زندگی کردن برای دیگران قادراست هم خوشحالمان کند و هم ناراحتمان سازد. این ما هستیم که تصمیم می گیریم احساسات مان را چگونه خرج کنیم و چگونه اجازه دهیم این احساسات بر ما اثر بگذارند.

سعی نمایید در زندگی تان با دیگران هالگوی و همدردی نمایید بدون اینکه احساسات تان دستخوش تغییراتی گردد.

گاهی از اوقات انسان هایی که ما در زندگی مان دوستشان داریم برای تغییر مهیا نیستند یا فکر می کنند تغییر در حال حاضر امحل پذیر نیست. اگر به خودتان اجازه دهید چیزی که آنان احساس می کنند را تجربه نمایید امکان پذیر است شما هم خوشحال و شاد نباشید.

شوهر من همیشه بیرون از خانه است…

امسال برای من سال خیلی بدی بود. متوجه شدم شوهرم زیادتر اوقاتش را بیرون از خانه می گذراند. دروغ نمی گویم. من بی قرار او و تندرستیش بودم. با این حال به خودم یادآوری می کردم که این مرد مدام در حال مسافرت به سرتاسر جهان است تا به مردم یاری کند زندگی مناسبتر و سالم تری داشته باشند، وسایل شان را تعمیر کنند و زندگی امنی داشته باشند. زمانی با چنین تقویتی مواجه می شوید شاید نتوانید احساسات تان را به درستی کنترل نمایید اما باز هم می توانید لبخند بزنید و تقویت را به نفع خودتان تغییر دهید.

چگونه می توان احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل کرد؟

در هر بازه ای شما می توانید مختلف فکر نمایید. همینطور بایست به دلیل داشته باشید که انسان ها خیلی قدرتمند هستند و می توانند احساسات شان را کنترل نمایند. انسان ها قدرت خیلی بیشتری برای تغییر احساسات منفی دارند و می توانند این احساسات را به احساسات مثبتی تبدیل کنند. فقط کافیست فکرهاتان را تغییر دهید. به این فکر نمایید که شما انسان قدرتمندی هستید.

با دیگران رابطه داشته باشید.

دنیای اطراف ما دنیای به هم متصلی است. در چنین دنیایی ما می توانیم بدانیم دیگران در لحظه چه رفتارها و کارهایی انجام خواهند داد. برای اینکه بتوانید زندگی شادتری داشته باشید بایست با دیگران در رابطه باشید. چالش های احساسی بیشتری در طول سال ها امکان پذیر است پیش رویتان قرار گیرد اما تمام این چالش ها شما را به خوشبختی و خوشحالی سوق می دهد. دنیای آنلاین هم قابلیت های ویژه خودش را دارد.

برای اینکه در دنیای آنلاین خوشحال باشید موارد زیر را به دلیل بسپارید.

۱-گوش ننمایید، نگاه ننمایید.

اگر فید مردم را در دنیای آنلاین تحقیق می نمایید از خودتان سوال کنید: اینکار چه احساسی در من ایجاد می کند؟ اگر اینکار احساس مناسبی در شما ایجاد کرد پس می توانید در کنار آن شخص بمانید. اگر برقراری رابطه با این شخص ناآسان تان می کند مناسبترین کار این است که از او دوری نمایید.

مردمی که در گروه های زیر قرار می گیرند را از زندگی آنلاین تان حذف نمایید:

  • مردمی که مدام عکس های قبل و بعد را با دیگران به اشتراک می گذارند.
  • مردمی که مدام سلفی های شخصی شان را با دیگران به اشتراک می گذارند.
  • مردمی که میلیون ها نقل قول درباره آسان بودن زندگی منتشر می کنند.

برای اینکه بتوانید میزان خوشحالی تان را خوب شدن بقسمتید از چه کسانی می توانید دوری نمایید؟

این تصمیم گیری ها به خودتان ارتباط دارد. این شما هستید که تصمیم می گیرید در کنار چه کسی بمانید و از حضور چه کسی لذت ببرید. ببینید رابطهات آنلاین تان چه اثری بر روی رفتارهایتان داشته است. می توانید بگویید با دیدن چه تصاویر و پست هایی ناآسان می شوید؟ دوست دارید چه تصاویر و پست هایی را زیادتر ببینید؟

همینطور بخوانید: مناسبترین راههای شاد بودن

۲-از ناآسان بودن واتمام نداشته باشید.

زندگی پر از روزهای شادی و غم است. شما نمی توانید انتظار داشته باشید همیشه روزهای شادی پیش رویتان باشد. درد، ناراحتی، خشم، ترس و احساس گناه نبایست شما را بترساند. این ها احساسات منفی نیستند. بایست چنین احساساتی را بپذیرید و از آن ها برای رسیدن به احساسات مناسبتر مصرف نمایید. ضروری نیست با احساسات تان بجنگید.

۴ مرحله زیر به شما یاری می کند آسان تر از احساسات منفی عبور نمایید و احساسات مثبت تری را تجربه نمایید:

قدم اول: ببینید چه احساسی در درونتان دارید!

سعی ننمایید احساسات تان را از خودتان مخفی نمایید. زیادتر مردم تلاش می کنند به خودشان دروغ بگویند و احساسات منفی که دارند را نادیده بگیرند. این کار شما را از پیشرفت کردن باز می دارد و سبب می شود در همان جایگاهی که هستید باقی بمانید. مسئله وقتی زیادتر می شود که کسی را برای یاری گرفتن از او نداشته باشید.

همین امر سبب می شود زیادتر از قبل احساسات تان را مخفی نمایید. پس اولین قدم بیان احساسات است.

قدم دوم: بایست بفهمید چه احساسی دارید!

با درک احساساتی که در درونتان دارید می توانید بدانید چرا چنین احساساتی را تجربه می نمایید:

  • چرا چنین مسئلهی پیش آمده است؟
  • عاملی که تقویت تان را بدتر می کند چیست؟
  • چه مسائل عاطفی دارید؟
  • چه کارهایی انجام می دهید؟

در قدم دوم بایست احساساتی که دارید را درک نمایید. اینکار به شما یاری می کند برای رفتن به قدم بعدی مهیا تر باشید.

قدم سوم: احساسات تان را بپذیرید!

در این مرحله بایست احساساتی که با آنان دست و پنجه نرم می نمایید را بپذیرید. ببینید چه چیزی بر روی شادی هایتان اثر گذاشته است. اینکار به شما یاری می کند برای کنار گذاشتن این احساسات سریع تر از قبل عمل نمایید.

قدم چهارم: خود را از این احساسات دور نمایید!

بعد از اینکه سه قدم قبلی را انجام دادید آسان تر می توانید از احساسات تان دست بردارید. به حرکت کردن دنباله دهید. از ۴ قدمی که در بالا بدان ذکر کردیم برای خلاص شدن از شر احساسات منفی بهره ببرید. خیلی زمان ها امکان پذیر است اتفاقاتی در گذشته روی داده باشد و این اتفاقات اثر بیشتری بر روی فعالیت ها و نتایج تان داشته باشد. اما به دلیل داشته باشید که ناراحتی و اندوهگین بودن برای گذشته مسئلهی را حل نمی کند. این شما هستید که بایست هنظیر یک بچه خودتان را از گذشته دور نمایید و در لحظه ای که هستید زندگی نمایید.

به یاد داشته باشید که هیچ احساس منفی همیشگی نیست و قرار نیست تا آخر زندگی کنار شما باشد. می توانید از شر این احساسات منفی خلاص شوید. هیچ چیزی بدتر از دارا بودن احساسات منفی نیست.تلاش نمایید خودتان را از این احساسات دور نمایید. درد قسمتی از خوشحالی است.

تمام احساساتی که دارید را در دید بگیرید و از خودتان سوال کنید: می توانم این احساسات را به احساسات مثبتی تبدیل کنم؟

همینطور بخوانید: چگونه گذشته را فراموش کنیم؟

تعریف خوشبختی:

اگر به تعریف دیگران از خوشبختی و خوشحالی توجه نمایید متوجه می شوید که هر کدام از انسان ها تعبیر ویژه خودشان را از خوشحالی و خوشبختی دارند.

این شما هستید که بایست تعریف خوشبختی را برای خودتان تعریف نمایید، برای رسیدن به آن تلاش نمایید و آن را تا جایی که می توانید حفظ نمایید.

من جایی که دوست دارم زندگی می کنم، با مردمی که دوستشان دارم زندگی می کنم، کاری که دوست دارم را انجام می دهم و زندگی شخصی و دسته جمعی ام را بر روی مواردی صرف می کنم که سبب خوشحالی و شادی ام می شود. همیشه نسبت به زندگی و شخصی که هستم شکرگزار بوده ام. تعریف من از خوشبختی همین است. اگر چیزی درست پیش نرفت، باز هم تلاش می کنم مناسبترین کار را انجام دهم.  اگر چیزی را از دست دادم باز هم نسبت به آنچه که دارم و آنچه که بعدا خواهم داشت شکرگزاری می کنم.

پس همین امروز دست به کار شوید. تعریف خودتان را از خوشحالی و خوشبختی بنویسید. ببینید چگونه می توانید به چنین تقویتی دست نمایان نمایید. دو سال قبل من در خانه ای زندگی می کردم که هفت اتاق داشت. حالا در خانه ای زندگی می کنم که ۱۷ اتاق دارد. آیا شادتر شده ام؟ نه. من فقط فضای زیادتری در خانه ام دارم. اما این موضوع الزاما به معنای شادی برای من نیست.

مطلب باارزش اینجاست که تعریف خوشحالی برای من چیز درونی است اما خیلی ها هم هستند که مثل من فکر نمی کنند. تعریف هر کس از خوشبختی مختلف است. من حتی در تاریک ترین روزهای زندگی ام هم می توانستم مثبت اندیش باشم. تا به حال هویج خورده اید؟ اگر نه امتحانش نمایید. شاید این موضوع برایتان عجیب باشد. زمانی هویج یا سیب می خورید به چه فکر می نمایید؟ تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که حتی می توانید از میل کردن هویج هم لذت ببرید؟ شوخی نمی کنم. حتی همین احساسات ساده هم قادراست حال و هوایتان را مناسبتر کند.

زمانی به همراه خانواده ام پشت میز نشسته ام و با آنان خوراکی می خورم درباره میزان انرژی که هویج برایم دارد فکر می کنم.

یک دانه ساده زیر خاک مخفی می شود، آبیاری می گردد، با نور خورشید غذا می شود و در نهایت به یک هویج زیبا تبدیل می شود. ببینید برای تولید یک هویج ساده چقدر انرژی صرف می شود؟ چند نفر در تولید این هویج اثر داشته اند و برای به بار نشستن اش تلاش کرده اند؟ زمانی چیزی می خورید و به جریانپرورشش فکر می نمایید به جادوی زندگی هم پی می برید. جادوی واقعی زندگی تنها نصیب کسانی می شود که می توانند آن را به درستی احساس کنند.

همینطور بخوانید: روانشناسی مثبت گرا

توهم کنترل

کنترل توهمی بیش نیست و هر چقدر زیادتر بخواهید بر تقویت زندگی تان کنترل داشته باشید کمتر شاد خواهید بود. مردمی که برای شاد بودن به دنبال عاملهای بیرونی هستند کمتر موفق به یافتن آن و حفظ کردنش می شوند. اگر قبول نمایید که کنترل بیشتری بر روی تقویت موجود ندارید می توانید میزان خوشحالی تان را هم زیادتر نمایید.

خیلی ها هستند که تلاش می کنند هر چیزی که در زندگی شان رخ خواهد داد را درک کنند و از قبل نسبت به آن آگاهی داشته باشند. همین طرز فکر سبب ایجاد استرس در وجودشان می شود، خسته شان می کند و خوشحالی شان را نابود می سازد. هر جایی که می روید بایست خوشحالی و خوشبختی را حس نمایید. به دلیل داشته باشید که  می توانید برای خودتان زندگی شادی بسازید. پس چرا این روزها را با احساسات بد و ناآسان کننده به هدر می دهید؟

در دور و برتان چه چیزهایی وجود دارد که قادراست شادتان سازد؟ چگونه می توانید زیادتر از قبل خودتان را شادتر نمایید؟

هر روز یک کاغذ یادداشت بردارید و چیزهایی که دوست دارید را روی آن بنویسید. بعد از چند زمان متوجه می شوید مواردی که روی این کاغذ نوشته اید برایتان رخ داده است. هرچقدر مثبت اندیش باشید و مثبت تر بنویسید اتفاق مثبت تری هم برایتان رخ خواهد داد.

خبر بد درباره انسان شاد بودن

چند زمان پیش بود که متوجه شدم من همیشه انسان شادی هستم. در این تقویت بود که متوقف شدم و از خودم پرسیدم نکند این تمام شادی معایبی هم برایم داشته باشد. اجازه دهید این موضوع را با جزییات زیادتری با هم تحقیق کنیم.

سوء مصرف شادی تان

من انسان مثبت اندیشی هستم و فکر می کنم همیشه قرار است اتفاق بی نظیری برایم رخ دهد. همیشه هر کسی را که در زندگی ام می بینم دوست دارم و از او الهام می گیرد. با این حال بایست به خودم یاد می دادم که موقعیت ها را تجزیه و تحلیل کنم، فعالیت های مردم و خودشان را تحقیق نمایم. چنین دیدگاهی از من و کسب و کارممراقبت کرده است.

وفاداری بی پایان

زمانی بیش از اندازه به چیزی خوش بین هستید وفاداری کاملی هم به او دارید. در طول این سال ها یاد گرفتم که وفادار بودن بایست از عاشق بودن مختلف باشد. عشق بایست بی قید و شرط باشد اما وفاداری بایست به آرامی ساخته شود و نسبت به مردمی باشد که واقعا لایقش هستند.

ضرر دیدن

زمانی به تمام فکر می نمایید و تلاش دارید از تمام انسان های روی زمین مواظبت نمایید امکان پذیر است خودتان را دربرابر ضرر های متفاوتی قرار دهید. محتاط باشید.تلاش نمایید انسان مناسبی باشید اما امنیت خودتان را هم در زندگی مد دید بگیرید. لذت بردن از زندگی به خوشحالی و خوشبختی منجر می شود اما به دلیل داشته باشید که خود خوشبختی نیست.

کارشناسان بر این باورند که خوشبختی دو شکل دارد: نسبی و مطلق.

خوشبختی نسبی لذتی است که از دارا بودن دلبستگی به وجود می آید. حالا این دلبستگی قادراست به یک شخص، مکان، شیء یا توانایی و ایده باشد. چیزی که ما در اختیارش داریم.

در مقابل خوشبختی مطلق خوشبختی است که مستقل از دلبستگی ها رخ می دهد. گونهی خوشبختی که از دارا بودن یک چیز ویژه ناشی نمی شود بلکه از درک ما نسبت به دنیای اطرافمان حاصل می گردد.

خوشبختی نسبی همان چیزی است که ما زیادترین وقمان را برای رسیدن به آن صرف می کنیم. خوشبختی مطلق سخت تر است، وقت و انرژی زیادتری می طلبد اما فناناپذیر است.

همینطور بخوانید: شادی واقعی چیست و چگونه به آن برسیم؟
سخن نهایی

تمام ما خیلی مناسب می دانیم که خوشبختی برای هر شخصی معنای مختلفی دارد. چیزی که برای من به معنای خوشبختی است امکان پذیر است برای شما چنین معنایی نداشته باشد.

م